تبليغاتX
طنز
طنز
akhareshe
اتل، متل، توتوله!
وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبنی بر ممیزی شدید و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابیه‌ای بدین شرح صادر نمود:
شاعران، نویسندگان، ناشران و خوانندگان عزیز؛ متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:
اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین
شعر فوق بنابه‌دلایل زیر، قابلیت دریافت مجوز چاپ ندارد:
۱- عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله می‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال می‌رود.
۲- ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت هم‌قافیه و هم‌وزن است.
۳- وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی می‌اندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر می‌رسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست می‌باشد.
۴- بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریک احساسات و عواطف و باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه می‌شود.
۵- نشر اکاذیب: شاعر می‌گوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف می‌زند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر می‌کنند؟
۶- بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته‌ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم کند.
۷- اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی می‌شود.
۸- تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب می‌شود، مصداق ترویج بدحجابی است.
علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است لذا تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر مذکور را با تغییراتی اندک! صادر کنیم:
اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!
همچنین به اطلاع شاعران و مولفان عزیز می‌رساند که با دریافت مبلغی مختصر، آثار شما را قابل چاپ می‌نماییم.
با تشكر
 

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در سه شنبه 1386/08/08 ساعت 8:56 قبل از ظهر |

پسر های ایرونی
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .


به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.


"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم

...

نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟

 ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن

امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین(البته استسنا هم وجود داره مثل خدم)

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در سه شنبه 1386/08/08 ساعت 8:52 قبل از ظهر |

چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یه نفر ایرونیه؟
1-فرض کنید دارید با خیال راحت و از سر خوشی توی خیابون های برلین قدم میزنید. سر راهتون به یه تقاطع میرسید و صبر میکنید تا چراغ برای شما سبز بشه.موقعی که چراغ سبز میشه و دارید از تقاطع رد میشید یه ماشین با سرعت میاد و در حالیکه چراغ برای اون قرمزه و نزدیکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد میکنه....اینجاست که میتونید با خیال راحت به راننده خلافکار با زبان شیرین فارسی فحش بدید!چون مطمئن باشید اون یه ایرنیه و زبون شما رو میفهمه!
 
2-رفتید فرودگاه و سوار هواپیما شدید و میخواید برید لندن.وقتی هواپیما در فرودگاه لندن نشست یه سری به مفازه فروش مجله های سکسی(همون غیر اخلاقی) داخل فرودگاه بزنید.چی میبینید؟
عکس های مستهجن؟
فیلم های بد بد؟
خانم های چیز؟!؟!
نه از این چیزا نمی بینید...یعنی ممکنه از این چیزا ببینید ولی اون چیزی که توجهتون رو جلب میکنه اینه که: مسافرای ایرونی که تا 2 دقیقه پیش توی هواپیمای شما داشتن از شدت کلاس گذاشتن خفه می شدن مثل آفت زده ها ! افتادن روی مجله ها و دارن به صورتی کاملاً حریص عکس های اون رو دید میزنن!!(فروشنده های مجله های سکسی توی انگلیس هر وقت مشتریاشون زیاد میشه به شوخی میگن:انگار یه هواپیمای ایرانی نشسته!!!)*
 
*البته اونا این جوری نمیگن بلکه به زبان انگلیسی میگن و من جهت رفاه حال شما بیننده گرامی ترجمه فارسیش رو ذکر کردم!
 
3-رفتید یکی از شهر های ترکیه(منظور همون آنتالیاست!ولی خوب نمیشه اسمش رو گفت!) میرید تا در کنار سواحل دریا یه قدمی بزنید! یهو میبینید یه خانمی با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صدای برخورد توده  عظیم چربی با آب در یا ست!) می پره تو دریا! بعد که نگاه می کنید میبینید یه آقاهه هم اونجا کنار دریا وایساده هی داره ملت رو دید میزنه و اینا! یه دفعه چشمش میفته به شما ... در این لحظه که شما دارید به اون خانومه نگاه میکنید اگر اون آقاهه بیاد جولو و به شما به زبان ایرونی بگه ""هی مرتیکه مگه خودت ناموس نداری؟چرا به زن من نگاه می کنی؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنید!*
 
*خدایی ما ایرانی ها خیلی باحالیم.کلی زن خوشگل و سرخ و سفید و ....!(منظور از غیره رو میدونید دیگه!) کنار دریاست ولی ما بازم فکر می کنیم همه دارن زنمون رو دید میزنن!
 
 
4- دارید یه مسافرت رویایی رو در یکی از شهر های هلند می گذرونید(فرض می کنیم آمستردام).واسه شام میرید به  بهترین رستوران آمستردام! شامتون رو با لذت تمام می خورید(یا همون میل میکنید!)نگاهتون میفته به میز بغلیتون میبینید یه خانم و آقای کلی شیک و با کلاس  تازه اومدن و می خوان غذا سفارش بدن.وقتی غذاشون رو سفارش دادن میبینید که آقاهه لب به غذا نمی زنه!یه کم میگذره و میبینید آقاهه به گارسون میگه بیاد.وقتی اون آقاهه داره با پیشخدمت رستوران صحبت میکنه اگه گوشتون رو تیز کنید این جملات رو میشنوید:ببخشید میشه دو تا تیکه نون هم بیارین غذامونو باش بخوریم؟
 
5-دارید در شهر دبی واسه خودتون قدم می زنید و از زیباییهای خداوندی لذت می برید. میرسید به یه پاساژ.میرید داخل.دارید (فرض می کنیم شما با این خصلت ایرونی ها که هر جایی میرن اول یه سری به مراکز خریدش میزنن آشنا هستید!) با خودتون صحبت می کنید:" عجب جای شیکی .بابا ایول این عرب ها هم چه خرجی می کنن. مرحبا.لامسبا روی نفت می خوابن دیگه ببین چه پاساژی درست کردن عینهو قصر.اااا وایسا بینم یه جای کار می لنگه!پس این پاساژ به این شیکی و تمیزی و این همه مغازه چرا مشتری ایرانی نداره؟!" در حالی که از تعجب دهنتون گرد شده از در پشتی پاساژ خارج میشید . میرید توی خیابونی که پر از فروشنده دوره گرده(این لحظه که دارم این متن رو مینویسم واژه دست فروش رو یادم رفته واسه همین می گم دوره گرد!)و بساطشون رو کنار خیابون پهن کردن.اوه عجب جمعیتی دورشو گرفته.با خودتون فکر میکنید : مگه چی میفروشه که اینقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو میشید و میرید جولوتر و یه دفعه یه صدای زنونه میشنوید که میگه: اصغر ازش بپرس این جوراب شلواری ها رو چند میده!!!!!!!!
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در سه شنبه 1386/08/08 ساعت 8:49 قبل از ظهر |

من زن میخوام با این مشخصات
 
 
 
  آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و
بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد .
و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)‌در ميان جمعي براي آن جمع موجبات
معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب کاظم  كه هميشه حسن نيت و صداقتم را
در خدمت به اهالي محترم  گروپ  ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
 
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
 
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه
ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از
جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
 
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد
مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ نوزدهم : اردیبهشت سال جاري به همين ایمیل ارسال
نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم.
 
مهم: محدوديت سني: فقط  19 تا  22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر
هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
 
حداقل مشخصات
 
الف) مشخصات ظاهري
 
- قد 165-170
 
- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم
 
- اندام برزيلي
 
- چهره متناسب و دوست داشتني
 
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )
 
- لباس مارك پوش حتما
 
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
 
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
 
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
 
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )
 
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )
 
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
 
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
 
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
 
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
 
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )
 
 
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
 
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
 
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
 
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
 
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
 
ب) مشخصات مالي
 
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
 
- ترجيحا پدرش بالا  65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته
باشه
 
- حتما متكمن باشه باباش
 
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي
داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
 
- موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا
 
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد
دوشادوش هم كار كنن)
 
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
 
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
 
- مبل نشيمن
 
- مبل پذيرايي
 
- مبل نهار خوري
 
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت
ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
 
- سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال
 
- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر
 
- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه
سفيد خز شد رف پي كارش
 
- سورخكن
 
- تستر
 
- ساندويچ ميكر
 
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه
گيري پارس خزر بياري )
 
- همينطور جارو برقي و ...
 
- لوازم صوتي و تصويري كامل
 
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
 
- لباسشويي كنوود
 
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
 
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه
بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا
گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه
من به خاطر اين ميگم
 
ج):مشخصات تحصيلي
 
- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
 
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه
دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
 
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه
( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
 
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره
دامپروري(دامپيوتر)  بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
 
 چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه
                 
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در سه شنبه 1386/08/08 ساعت 8:47 قبل از ظهر |

تبلیغات جالب و خلاقانه
                                              خوش بو کننده دهان

                                                  داروی تقویت حافظه

صندلی عقب اتومبیل امن تر از صندلی جلو نیست. کمربند ایمنی خود را ببندید.

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در چهارشنبه 1386/03/02 ساعت 12:25 بعد از ظهر |

بدل آقای هاشمی رفسنجانی
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در چهارشنبه 1386/03/02 ساعت 12:15 بعد از ظهر |

چند عکس از ریس جمهور محترم

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در چهارشنبه 1386/03/02 ساعت 12:14 بعد از ظهر |

پسر های ایرونی

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .


به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.


"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم

...

نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟

 ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن

امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

 
 
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در دوشنبه 1386/02/03 ساعت 12:33 بعد از ظهر |

sm_m666
سلام به همه ی عزیزان

بابا خیلی چاکریم

حالا ما وقت نمیکنیم up کنیم شما نباید یه نظری بزارید

در هر صورت ما up کردیم با قیش با شما

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/12/12 ساعت 12:59 بعد از ظهر |

اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید
 ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!! 
 
 
 حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده! 
 
 
 تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
 
 
 تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
 
 
 توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره 
 
 
 تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش 
  
 
 از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه 
 
 
 می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه 
 
 
 می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه
 
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/12/12 ساعت 12:54 بعد از ظهر |

فرهنگ اصطلاحات يک زن
برزن :ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني

راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)

ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها

زنجان : سرور ، همان زن اس به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند

نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوعفحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم

مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود : 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.

2. زني که گوش مردش را مي کشد.

3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.

4. ...

زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.

زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است
 : بدبخت ، مردي که همزمان چند زن دارد

کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.

زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي

زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس

زندان انفرادي الکترونيک : پشت ميز کامپوتر حاوي ياهو مسنجر

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/12/12 ساعت 12:53 بعد از ظهر |

خواستگاری در دوره های مختلف
يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.
 

پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه(
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت  جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
 

ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
 

هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/12/12 ساعت 12:50 بعد از ظهر |

تست سنجش طول عم
فارغ از اين موضوع كه زندگي امروزه ملال آور هست يا نيست؛ از آنجا كه طول عمر به آرزوي بزرگ براي بني آدم بوده و هست؛ اقدام به طراحي يك تست سنجش احتمالي طول عمر كرديم كه با محاسبه دقيق اعداد آن طول عمري كه برايتان متصور است، بدست خواهيد آورد.

البته الان از هرکی بپرسی زندگی خوش میگزره جوابش معلومه چیه؟

میگه نه بابا چه خوشی ..چه کشکی چه دوغی ... صبح میریم سر کار شب خونه بعدشم یه چی میخورم میخوابم

حالا بگذریم...

بدين منظور با محور ساختن عدد 65 كه متوسط اميد به زندگي در كشورمان است، شما بايد اعداد خواسته شده در هر مرحله را كم يا زياد كنيد:

1.اگر اكنون بالاي 65 هستيد، باشد (بزنيد به تخته و در اين سنجش هم شركت نكنيد)چون زیادی هم عمر کردین

2.اقشار آسيب پذير 5 سال كم و ديگران همان قدر زياد .

3.افراد بيكار و جوياي كار 3 سال كم و بقيه هيچ كاري نكنند تا بعد.

4.روزنامه نگاريد. هر چي دلتان ميخواهد كم كنيد. نيستيد 5 سال اضافه كنيد.

5.اگر ميخواهيد ورزش كنيد و جايي پيدا نميشود يا بليت اماكن گران است، 3سال كم و مخالف آن همان قدر زياد.

تبصره: دويدن دنبال اتوبوس و پياده روي براي كار، ورزش نيست. احتمالا آرام آرام به ارزش تبديل ميشود.

6.براي هر دوره شركت در كنكور و رد شدن در آن، يك سال كم كنيد؛ تا حداكثر 3 نوبت (از نوبت سوم به بعد عادي ميشود) دخترا 2برابر

7.اگر پيكان مدل بالا داريد يك سال كم و اگر ماشين خارجي گران قيمت داريد برو خوش باش بي خيال طول عمر.

8.انواع سالاري ها، مثل مردسالاري، زن سالاري، فرزند سالاري و غيره سالاري براي هر كدام يك سال كم.

9.هنرمند يا نويسنده ايد. راستش چطور زنده ايد.

10. پاي تلويزيون نشينان 2 سال كم وتحريم كنندگان تلويزيون هما اندازه زياد.

11. حداكثر سالي يك بار ميوه تازه و غذاي خوب ميخوريد، 5سال كم و اگر بين غذاها و ميوه هاي رنگارنگ گم شده ايد يه عالمه زياد.

12. متاهل ها 2 سال كم، مجرد ها هم 2 سال كم. (فرقي نميكنه هردوش موجب دردسره)

13. اگر در تهران هستین 10 سال کم کنین چون کم کمش ده  سال از عمرتونو تو ترافیکین

14. اگر در گروه مارشال عضوید خانوما از 25 بالاتر نمیرن اقایون هم تا 35 همتون جوون میمونید .دلیلشم تابلو اگه نگرفتین بگین تا تو امیل بعدی بگم دلیلشو

در پايان اعداد را جمع كنيد.چنانچه در بين شما افرادي متوجه شدند كه با كسر سالهاي فوق الاشاره عملا چيزي ته بساط عمرشان باقي نمانده، نترسند. آنچه مهم است ، عرض عمر است نه طول عمر. اگر به اين مساله اعتقاد نداريد از باقيمانده عمر يه چند سال ديگر هم كم کنید

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/11/01 ساعت 1:12 بعد از ظهر |

inam khodesham
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/11/01 ساعت 1:8 بعد از ظهر |

قبولی در کنکور به صورت تضمینی

اولین روش موثر برای قبولی اینه که به من اعتماد داشته باشین.یادتون باشه اسم موسسه من اینه:"کانون فرهنگی هنری غیرانتفاعی مردمی با تضمین بعدا شما پولمو کامل بده اصلا قابل نداره "...در نتیجه می ریم سراغ راهکارهای موسسه اینجانب...

 

اول اینکه به هیچوجه نباید بیشتر از یک ماه برای خوندن وقت بذارین...دقیقا یک ماه قبل از کنکو شروع می کنین به خوندن.یادتون نره وقت شما خیلی مهمتر از این موضوعاته و کارای خیلی مهمتر از خوندن برای کنکور دارین.مث چت کردن،وبلاگ نویسی،اس ام اس بازی،کل کل با مامان،کندن سبیل بابا وقتی که خوابه،خوندن شماره تلفنای تو دفترچه تلفن داداش(همون کاکا)،خوندن دفترچه خاطرات آبجی(همون همشیره)و صد البته خوردن...
روزانه حداکثر دو ساعت رو به خوندن درس برای کنکور اختصاص بدین...به همون دلیل بالا.
از همون روزی که شروع کردین به درس خوندن برای کنکور به همه فک و فامیل بگین که می خواین با قبولی تو یه رشته عجیب و تک که البته رشته دلخواهتونه همه رو تعجب زده بکنین...بعد اگه یه رشته گلابی( قبول شدین که به همه می گین:"دیدی گفتم رشته دلخواه من باعث تعجبت می شه"یا مثلا:"چیه؟مگه همه باید عشق دکتر مهندسی باشن؟؟قصد من خدمته"...یا مثلا"رشته رو حال می کنی؟؟؟ااا؟چته؟بابا چرا خوشحال نیستی.مرگ تو من خیلی سعی کردم تا رشته دلخواهم قبول بشم به جون تو...می گم تو رو کفن کردم...خیلی زور زدم تا این رشته رو قبول بشم تو بمیری"...که با این قسم و ناله نفرینا طرف مقابل سریعا و قبل از اینکه به لقاءالله بپیونده حرفتونو باور می کنه. اگه اصلام قبول نشدین می تونین بگین:"حیف که درسای اختصاصیمو وقت نکردم دوره کنم"یا مثلا:"رشته من نیس که تقاضاش زیاده...منم که عشق درسو دانشگاه ندارم که...گفتم این بنده خداها قبول بشن...واسه همین کشیدم کنار"...اگرم یه رشته خوب قبول شدین که معلوم می شه اصلا به حرفای من گوش نکردین و روشهای منو درست انجام ندادین.
خوب.می رسیم به چن روز مونده به کنکور.یادتون باشه این چن روز حسابی ناز کنین.یادتون باشه که بعد از اعلام نتایج کنکور دیگه کسی محل چیزم بهتون نمی ذاره.پس تا می تونین ناز کنین.می تونین از مامان بخواین براتون موبایل جدید بخره و از بابا بخواین واسه تون یه ماشین بگیره...از غذا هم واسه خودتون کم نذارین.

 

روز کنکور وقتی سرجلسه نشستین باید به فکر زیبایی کارتون باشین.پرسشنامه که تاثیری تو زیبایی کار نداره چون کسی نگاهش نمی کنه پس پرسشنامه رو بذارین کنار و ببینین کدوم گزینه از هر سوال،پاسخنامه رو قشنگتر می کنه.

 

حواستون باشه تا وقتی بسکوته(بیسکوئیت) رو می دن سر جلسه بمونین.پولشو دادین باید بسکوتشو بگیرین.بسکوتو که گرفتین بزنین بیرون و تو فضای آزاد بسکوتو بزنین تو رگ.

 

ترجیحا بزنین برین کافی نت یا کافی شاپ یا کافه گلاسه و این جور کافه ها و تا یک ساعت بعد از تموم شدن وقت امتحان همونجا باشین...بعد از اون می تونین برین خونه و خودتونو برای آخر کار آماده کنین...

 

آخر کارم که یادتون نرفته...هر کدوم از نتایجو که گرفتین از همون جوابایی که گفتم استفاده کنین.

 

در ضمن...دستمزد و شیرینی ما یادتون نره.

 

با سپاس از حسن انتخاب شما

 
 
نويسنده : sm_m666
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/11/01 ساعت 12:55 بعد از ظهر |

روشهای مبارزه با بحران بی شوهری
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
 
 
۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی      چرا ظرف مرا بشکست لیلی
 
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
 
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد.
 
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .
 
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
 
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
 
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه  بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
 
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
 
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
 
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
 
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
 
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد .
 
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
 
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
 
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
 
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری  تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
 
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/11/01 ساعت 12:54 بعد از ظهر |

اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید
 ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!! 
 
 
 حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده! 
 
 
 تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
 
 
 تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
 
 
 توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره 
 
 
 تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش 
  
 
 از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه 
 
 
 می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه 
 
 
 می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/11/01 ساعت 12:51 بعد از ظهر |

طالع بینی دانشجویی
طالع بینی دانشجویی


متولدين مردادماه: داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نميباشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با دفتر نشريه يه چيزي بهتر، بخش طالعبيني و فالگيري، تماس بگيريد.


متولدين شهريور: اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت:«كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد ميخورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.


متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل ميشود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل ميشوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.


متولدين آبان ماه: تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه سانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه ميشود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.


متولدين آذرماه :ای جونممم..... عجب اختربختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق ميشوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بيشباهت به قلب (نيزهاش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون اذریها خیلی با هوشن واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)


متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور ميمانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول ميشويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ماه همين جوري شما را دكتر قبول داريم!!


متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين ميكنيم.


متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار ميشود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضت پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكدهي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي ميشوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نميبينند به چشم پزشك مراجعه كننند.

 

 

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/09/19 ساعت 7:42 بعد از ظهر |

kamran
سلام به همه ی عزیزان

شرمنده من دیر به دیر up میکنم(مثلا دارم درس می خوانم )

 

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در چهارشنبه 1385/08/24 ساعت 6:27 بعد از ظهر |

تاریخچه تقلب و روش های آن

گويند: «تقلب مفهومي‌است بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد.


حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:

روش هاي نوشتاري:

1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...
3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...

روش هاي با کلاسي:

1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

روش هاي جوادي:

1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.
3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند.
4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد.

توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/08/06 ساعت 1:6 بعد از ظهر |

(sm_m666)
سلام به همه ی عزیزان

عید شما مبارک

شرمنده مدتی بود up نکئده بودم (حالا جبران کردم)

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/08/06 ساعت 1:4 بعد از ظهر |

راهنمای تیریپ برای دانشجویان ایران
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/08/06 ساعت 1:0 بعد از ظهر |

چگونه دل مردها را ببریم
خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:
البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه

حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه

در باب اداي جملات:
در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم............ ......... .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
"من به فلان چيز علاقه دارم" براي "من" يك پلك و براي "به فلان چيز علاقه دارم" 9عدد پلك بزنيد.
لفا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم

در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) ........ تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود


بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/08/06 ساعت 12:51 بعد از ظهر |

LOVE
                                   ONLY FOR YOU 

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در پنجشنبه 1385/07/13 ساعت 0:18 قبل از ظهر |

چند روش برای اذیت کردن دوست پسرتون
اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین سلام حمید جون وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم.

2-بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم آتش بس یا به نام پدر رو ببینید

3_اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید.

4_آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک ش دو به دوسه متری شما رسید سرش داد بزنید و بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید.

5_عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره.

6_موقع تولدش جلوی دوستاش فقط یه شاخه گل بهش هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید(احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی )بشینید و سکته شو تما شا کنید و لذت ببرید.

7_همین که تو ماشین بغل دستش نشستید شروع کنید به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند هزار تومانیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگین به این بو حساسیت دارید.

8_وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید وبه یکی از دوستا تون زنگ بزنید و چهار سا عت وچهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید واون بدبختو تو کف حرف زدن وتو فکر قبض موبایل بزارید.

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/06/25 ساعت 0:13 قبل از ظهر |

مرد مورد علاقه خانمها در سنین مختلف
یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه

دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه

دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته

دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه

|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/06/25 ساعت 0:11 قبل از ظهر |

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

 
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در شنبه 1385/06/25 ساعت 0:9 قبل از ظهر |

چگونه با پیکان قراضه مخ بزنیم ؟

 

چگونه با پیکان قراضه مخ بزنیم  ؟

فرض کنید دارید توی خیابون رانندگی میکنید.یه دفعه چشمتون میفته به یه ماشین خوشگل پراید(البته همتون میدونید که پراید 2 زار نمی ارزه اما چون معمولاً بهترین وسیله انتقال هلو های سطح شهر می باشد بنا براین ما بش میگیم ماشین خوشگل) خوب حالا یه کم اون قوه تخیل رو بیشتر به کار بندازید و فکر کنید که توی اون ماشین دو تا هلوی رسیده وآبدار نشستند و دارن غش غش می گن و می خندن!اگه یه کم دیگه هم فکر کنید می فهمید که در اون لحظه شما آرزو مکنید که کاشکی یکی از این هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض میکنیم شما پشت فرمان یک پیکان سبز رنگ مدل 45 هستید به آینه اش هم یک عدد CD آویزوونه و پشت شیشه عقب هم نوشتند "لطفاً مرا بشویید" خوب عکس العمل شما چیه در اون حالت؟ مسلمه دیگه به طرز عجیبی به شانس خودتون لعنت می فرستید, اما خوب نگران نباشید من راهی بتون یاد میدم که حتی با یه پیکان قراضه هم بتونی مخ جیگرترین دخترای تهران و یا ایران رو بزنید.


در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپارید:

1-اولاً هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجهه چون:بر عکس ما پسرا , هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو هم مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم,استدعا دارم یکی بیاد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!


2-وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه IQ ! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.(الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه!وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموتو .... شه؟!؟!؟!) خوب پس باید حواستون رو متمرکز کنید رو اون یکی دختره و روی مخ اون کار کنید که نتیجه بهتری بگیرید.

3-تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل:الف:این روش قدیمی شده و در ضمن اگه هم دختری بود که شماره بگیره چون ماشین شما پیکان مدل جوادیسمه پس از شما شماره نمیگیرن! . ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین خوشگل رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر خوشگل میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!
بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا جیگر زنده دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید

4- مهمترین اصل در زدن مخ یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

5- خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما میمونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا خودمم هم راه حلی واسش پیدا نکردم ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به تو!

6- هیچ وقت وقتی که یه ماشین خوشگل دیدید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا....چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان سبز رنگ از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از ده اومده!

7-یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین پراید نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

8- سعی کنید وقتی یه ماشین خوشگل دیدید صدای ضبط ماشینو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه دافیه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن, کارشون حساب و کتاب نداره....

9- و ....!


خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کردید میرسیم به مرحله اصلی یعنی زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اینکه اونا پراید یا 206 یا چه میدونم یه ماشین درست و حسابی دارن و شما یه پیکان سبز رنگ و یا فوق فوقش یه پیکان بنفش متالیک که روی داشبوردش از این سگا هست که کلشون تکون میخوره!

به نظر شما این کار شدنیه یا نه؟اگر من بگم آره باور میکنید؟درسته این کار شدنیه اما خیلی سخته!
بابا جان ما توی زانتیا که میشینیم به زحمت میریم مخ یه دختره رو که عقب وانت نشسته میزنیم اونوقت تو با یه پیکان سبز رنگ میخوای مخ یه دختر جیگر بالا شهری رو بزنی؟برو بابا برو روتو کم کن!خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه.....

 
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در چهارشنبه 1385/06/08 ساعت 1:31 قبل از ظهر |

1
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در جمعه 1385/06/03 ساعت 3:0 بعد از ظهر |

نامه ی فدایت شوم
|+| نوشته شده توسط sm_m666 در یکشنبه 1385/05/15 ساعت 12:1 بعد از ظهر |